تبليغاتX
رهگذر نیستم
...بگویید خاطره ها بگذرند
گاهی باید خود را برداشت ...رفت!!

----------------------------------------------

ن:میروم بسیار سنگین تر از روزی که امدم.آمدم تا بنویسم و سبک شوم لیکن اینبار هم این دلخوشی از من گرفته شد....

ن:سره دوراهی رفتن و مانده ام......

ن:ماندم عذاب آور است رفتنم نا گسستنی......

شاید بروم

خدایا!!!


+ تاریخ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 | | آشنا |

تمامی واژه هایم....تقدیم تو باد

...و سکوتم

مرا ببخش...

دیگر چیزی برای تقدیم کردن ندارم.


+ تاریخ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 | | آشنا |

خدایا خود را- تو را -نعمتهایت را - زمان را - پاکیها را و..

.

ضایع کردم.

وباید بسوی تو برگردم...

چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟


+ تاریخ چهارشنبه نهم فروردین 1391 | | آشنا |

حضرت علی :

بزرگترین گناه نا امیدی است...

-----------------------------------

ن:من عاشق خدا شده ام...

ن:و از این به بعد از عشق خود خواهم نوشت....


+ تاریخ چهارشنبه دوم فروردین 1391 | | آشنا |

فقط چند ساعت تا تحویل سال مونده...سال ۹۰ هم تموم شد....اما چیدن زندگیم کنار هم هنوز تموم نشده....کاش تموم میشد...

چقدر زود میگذره ...چقدر زیادی بزرگ شدم....بزرگ شدن رو دوست ندارم...
 اول فروردین...اول فروردینی که باعث میشه حس کنم هنوزم توی سه سال پیش جاموندم....رویای سال 87 من که شد کابوس این روزام...که چیدن زندگیمو از یادم برد....
بهار رو دوست ندارم....از بوی عید متنفرم....اما از شادی بقیه شاد میشم...
دوستم همیشه میگه یه ادم ( فکر میکنم منظورش همون احمق باشه) به یاد دیروز هاش زندگی میکنه...میگه ادما همیشه باید با امروزهاشون زندگی کنن...امیدوارم همه ی اونایی که خاطرات بدی از گذشتشون دارن یاد بگیرن که به قول ریفیق شفیق من با امروزاشون زندگی کنن.

امسال دست اوردای خوب زیاد داشتم...مثلا اینکه یاد گرفتم دوست داشته باشم بدون اینکه دوسم داشته باشن....و یا اینکه یاد گرفتم عشق بورزم وقتی محبتی رو دریافت میکنم

فهمیدم که میتونم واسه همه بی ارزش باشم اما برام مهم نباشه...میتونم نادیده گرفته بشم اما همه رو شریک بدونم و بدون توقع براشون کاری انجام بدم....یاد گرفتم که به یاد داشته باشم که شاد باشم حتی اگه شاد نیستم....و گاهی خسته باشم حتی اگه خسته نیستم....یاد گرفتم گوش کنم بدون اینکه کسی به من گوش کنه...یاد گرفتم که به یاد داشته باشم و بدونم که همیشه همه میتونن خوب باشن جز من....
..
.
 از بهار و عید متنفرم ....


پارسال توی این روزا یه مسافرت رفتم که امسال خیلی دلتنگشم....عهدایی بستم که شاید به هیچ کدومشون عمل نکردم...حتی...

کاش میشد دوباره اونجا بودم..کنار همه ی اونایی که حتی اون روزا هم .....

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ن:چه حالی شدم که اینو نوشتم ...کاش نمینوشتم.....

ن۱:ديدي كه سخت نيست تنها بدون من ، و صبح مي شود شب ها بدون من ، اين نبض زندگي بي وقفه مي زند ، فرقي نميكند با من يا بدون من ، ديروز اگر چه سخت امروز هم گذشت ، طوري نمي شود فردا بدون من...

ن۲:امیدوارم سال خوبی داشته باشید....

ن۳:تورو خدا موقع تحویل سال برام دعا کنید....

ن۴:کاش با خدام /اشتی کنم...کاش بتونم دوباره نماز بخونم...کاش....


 


+ تاریخ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 | | آشنا |

روزی از روزهاو شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد.اما

میخواهم هرچه بیشتر بروم تا تا دورتر بیفتم.تا هرچه دیرتر بیفتم

هرچه دیرتر و دورتر بمیرم.نمیخواهم حتی یک گام یا یک لحظه

...بیش از آنکه میتوانستم بروم و بمانم.افتاده باشم و جان داده باشم


...همین

((....))

-----------------------------

ن:میدانم فریاد زدم که .رهگذر نیستم. اما انگار نشد.....من هم رهگذر شدم....

ن:و امروز رهگذری بازمانده از یه روزگار هستم....

....شاید پایان


+ تاریخ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 | | آشنا |

 

................................................

ن:برای خاصترین مخاطب.....


ادامه مطلب

+ تاریخ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 | | آشنا